
هیچگاه نتوانستم بگویم چقدر دوستت دارم چون هر بار که دلم هوایت را کرد ،چشمانم را انداختم به نگاهت که نقش خود را در آن بیابم اما ،هیچ گاه نشانه ای از دوست داشتن ندیدم.سالیان سال بود که کار جهان لنگ می زد مثلا وقتی دلتنگی امانم را می برید به بهانه ی یک کار تازه به سراغ تو می آمدم اما انگار نه انگار ،سرمای وجودت از هر تنهایی، غریبانه تر جلوه می نمود. ✍فاطمه.خ
برچسب:
نویسنده: نگار افشاری